shahrooz 
 
.:: خوش آمدید ::.
 
منوی اصلی

» خانه
» پروفایل
» گـالــــری
» انــجمـن ها
» آرشـیـو وبـلاگ

» پست الکترونیـک
» طراحی قالب وبلاگ

 
 
نویسندگان

shahrooz

 

موضوعات

 
 
لینک ها

» گروه آکواريوم
» علی اسکندری
» شهروز
» آگهی و تبلیغات رایگان

 

لینکدونی

» <%LinkdooniTitle%> (<%LinkdooniHIT%> کلیک)

 
 
آمار وبلاگ

بازدیـد های امـروز : 0
بازدیـد های دیـروز : 0
بازدید های هفتـه : 0
بـازدیـد هـای مـاه : 0
کــل بــازدیــد هــا : 0

 

آخرین نوشته ها

» دریغا
» شبنمی و آه
» معرفی

 
دریغا [Unspecified]

1386/7/11

چه درد آلود و وحشتناک

نمی گردد زبانم تا بگویم ماجرا چون بود

دریغ و درد

هنوز از مرگ نیما من دلم خون بود

چه بود این تیر بی رحم از کجاآمد

که غمگین باغ بی آواز ما را باز

در این محرومی و عریانی پاییز بدینسان ناگهان خاموش و خالی کرد

از آن تنها و تنها قمری محزون خوشخوان نیز

 

چه جانسوز و چه وحشت آور است این درد

نمی خواهم ، نمی آید مرا باور

و من با این شبیخونهای بیشرمانه و شومی که دارد مرگ

بدم می آید از این زندگی دیگر

 

بسی پیغامها سوگند ها دادم

خدا را با شکسته تر دل و با خسته تر خاطر

نهادم دستهای خویش چون زنهاریان بر سر

که زنهار،ای خدا ای داور ای دادار

تو را هم با تو سوگند ،آی

مبادا راست باشد این خبر ،زنهار

تو آخر وحشت و اندوه را نشناختی هرگز

و نفشرده است هرگز پنجه ی بغضی گلویت را

نمی دانی چه چنگی در جگر می افکند این درد

خداوندا،خداوندا

به هر چه نیک و نیکی،هر چه اشک گرم و آه سرد

تو کاری کن نباشد راست

همین،تنها تو میدانی چه باید کرد

نمی دانم،اگر خون من او را بکار آید دریغی نیست

تو کاری کن بتوانم ببینم زنده ماندست او

و بینم باز هست و باز خندان است خوش ،بر روی دشمن هم

و بینم باز

گشوده در به روی دوست

نشسته مهربان و گربه اش را بر روی دامن نشانده است او...

الا یا هر چه زین جنبنده ای ، جانی ، جمادی یا نبات از تو

سپهر و آن همه اختر

زمین و و این همه صحرا و کوه و بیشه و دریا

جهانها با جهانها بازی مرگ و حیات از تو

سلام دردمندی هست

و سوگندی و زنهاری

الا یا هر چه هستِ کائنات از تو

به تو سوگند

دگر ره با تو ایمان خواهم آوردن

و باور می کنم - بی شک - همه پیغمبرانت را

مبادا راست باشد این خبر ،زنهار

مکن ، مپسند این ، مگذار

ببین ، آخر پناه آورده ای زنهار می خواهد

پس از عمری ،همین یک آرزو ، یک خواست

همین یک بار می خواهد

ببین ، غمگین دلم با وحشت و با درد می گرید

خداوندا ، به حق هر چه مردانند

ببین ، یک مرد می گرید........

 

چه سود اما ، دریغ و درد

در این تاریکنای کور بی روزن

در این شبهای شوم اختر که قحطستان جاوید است

همه دارایی ما،دولت ما،نور ما، چشم و چراغ ما

برفت از دست

 

دریغا آن پریشا دخت شعر آذمیزادان

نهان شد رفت،

از این نفرین شده ، مسکین خراب آباد

دریغا آن زن مردانه تر از هر چه مردانند

آن آزاده،آن آزاد

دریغا آن پریشادخت

نهان شد در تجیر ابرهای خاک و اکنون آسمانها را ز چشم اختران دور دست شعر

به خاک او نثاری هست ،هر شب ،پاک


[ نظرات [ 6 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ]


شبنمی و آه [Unspecified]

1386/7/2


آي گلهاي فراموشي باغ
مرگ از باغچه خلوت ما مي گذرد داس به دست
و گلي چون لبخند
مي برد از بر ما
سبب اين بود آري
راه را گر گره افتاده به پاي
باد را گر نفس خوشبو در سينه شكست
آب را اشك اگر آمد در چشم زلال
گل يخ را پرها ريخت اگر
در تك روزي آري
روشنايي مي مرد
شبنمي با همه جان مي شد آه
اختران را با هم
پچ پچي بود شب پيش كه مي ديدم من
ابرها با تشويش
هودجي را در تاريكي ها مي بردند
و دعاهايي چون شعله و دود
از نهانگاه زمين بر مي شد
شاعري دست نوازشگر از پشت جهان بر مي داشت
زشتي از بند رها مي گرديد
دختر عاصي و زيباي گناه
ماند با سنگ صبورش تنها
او نخواهد آمد
او نخواهد آمد اينك آن آوازي است
كه بيابان را در بر دارد
او نخواهد آمد
عطر تنهايي دارد با خويش
همره قافله شاد بهار
كه به دروازه رسيده است كنون
او نخواهد آمد
و در اين بزم كه چتري زده يادش بر ما
باده اي نيست كه بتواند شستن از ياد
داغ اين سرخ ترينن گل فرياد
كودكي را كه در اين مه سوي صحرا رفته است
تا كه تاجي بنشاند از گل بر زلفان
يا كه بر گيرد پروانه رنگيني از بيشه غم
با چه نقل سخني
بفريبيمش آيا
بكشانيمش تا آبادي ؟
پاي گهواره خالي چه عبث خواهد بود
پس از اين لالايي
خواب او سنگين است
و شما اي همه مرغان جهان در غوغا آزاديد
شعر در پنجه مهتابي
گريه سر داد و غريبانه نشست

                                                           سیاوش کسرایی


[ نظرات [ 2 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ]


معرفی [Unspecified]

1386/6/30

وبلاگ در حال ساخت است .

به زودی با مطالب هنری می آیم...


[ نظرات [ 0 ] ] [ ارسال نظر ] [ لینک مطلب ]



منوی کاربری

      

  پیغام مدیر : دست نوشته های من 

 
 

لوگوی وبلاگ

 

جستجوگر

 

صفحات اضافه

» <%ExtraPageTitle%>

 

لوگوی دوستان



 
 

All Rights Reserved 2006 © .:. Template Designed by Bahman Parsoon